What about us

نما داخلي واگن مترو ساعت ۸:۳۰ صبح

واگن به شدت پر از مردمی است که توی يه روز برفی به صلاح ديد هيات دولت با يه ساعت تاخير می خوان سر کارشون برن. همه به شدت همديگه رو هل ميدن تا يه ذره بيشتر جا واسه خودشون باز کنن.

نمای کلوزآپ از پيرمردی که بر اثر فشار زياد و هوای کم داخل واگن صورتش کاملا سرخ شده. 

قطع به جوونی با موهای روغن زده و براق که روی صندلی نشسته و روزنامه ورق می زنه.

قطع به نمای دور از جمعيت داخل واگن.

صدای صلوات از انتهای واگن می آد.

چند نفر می شنون و همراهی می کنن. بقيه با تعجب به دنبال منبع صدا می گردن.

دوباره صدای اول می آد که می گه صلوات دوم رو .... (بقيه صدا در صدای صلوات گم می شه.)

و دوباره صدا می گه صلوات سوم رو برای ....(بقيه صدا دوباره در صدای صلوات واين دفعه اعتراض هايی که از همه طرف بلند می شه گم می شه.)

صدايی از خارج کادر با لحن تمسخر آميز: آقا اون عقب کسی مرده؟

صدای خنده از همه واگن.

فيد.

لینک
٢٥ بهمن ۱۳۸۳ - احمد فاضلی

       

With a little help from my friends -Beatles

لينک فيلم های درست و حسابی رو دوباره راه انداختم.

لینک
۱۳ بهمن ۱۳۸۳ - احمد فاضلی

       

"I'm grown up just the age is increasing."Leon - Luc Beson

نما داخلی تاکسی سر ميدون انقلاب ساعت ۸:۳۰ شب دوم بهمن

پدر میپره جلو و در تاکسی رو باز می کنه و ميگه:

بيمارستان قلب؟

راننده: بيا بالا.

پيرمردی ميخواهد پشت سر او سوار شود.

پدر: آقا بذار بچه های ما سوار شوند.

پير مرد عقب می کشد و مادر و کودکش سوار می شود.

کودک حدودا چهار سال دارد.

کودک (با لهجه کودکانه): بابا ميذاشتی اون آقاهه هم سوار می شد.

پدر (با دلخوری): اون وقت جای شما ها نبود.

- خب بابا من روی پای تو می نشستم.

- ماشين که قحط نيست! خب با يکی ديگه می آد.

- آخه بابا هوا سرده.

I wish I was still a child

لینک
۳ بهمن ۱۳۸۳ - احمد فاضلی