IMDB

IMDB يا Internet Movie DataBase يکی از معروفترين سايت های مربوط به سينما است که به قول خودش ماهانه بيش از ۲۲ ميليون بازديد کننده داره. اين سايت امکانات جستجو در خود سايت و همچنين جستجوی web رو داره. جستجو توی خود سايت رو ميشه به اسم فيلم ها ،اسم افراد و... محدود کرد. توی اين سايت که روزانه update ميشه ميتونين ليست جديدترين فيلم های اکران شده، فيلم هايی که اکرانشون اين هفته يا بزودی شروع می شه، جديدترين DVD ها و چيزای ديگه رو ببينين.يه چيزه ديگه اينکه IMDB هر روز يه فيلم رو انتخاب می کنه و در موردش مطلب می نويسه همينطور هر روز در مورد يه شخص، که ممکنه کارگردان، بازيگر يا هر چيز ديگه ای باشه صحبت می کنه. اخبار تازه دنيای سينما و تلويزيون و حتی کسايی رو که همون روز تولدشونه رو هم می تونين توی اين سايت ببينين. راستی اگه آلمانی يا ايتاليايی هم بلدين می تونين سايت رو به اون زبون ببينين( هر چند نه تمام کلمات رو.) ولی به هر حال بهترين ابزار اين سايت همون جستجو و اطلاعاتيه که در مورد يه فيلم می ده.

يادتونه توی اولين پستم يه جمله رو از فيلم نمايش ترومن نقل کرده بودم؟ اگه توی قسمت مربوط به جستجوی سايت عبارت truman show رو بنويسين يه ليست از فيلم هايی(و حتی افرادی) رو که شباهت اسمی با اين عبارت دارن بهتون نشون می ده که از بالا به پايين اين شباهت کمتر می شه وشباهت کامل رو در بالاترين قسمت و بالای يه خط می ده. همين طور سال توليد و اسم های ديگه فيلم رو می تونين ببينين. حالا اگه روی اسم فيلم کليک کنين (همه نوشته های آبی رنگ توی IMDB لينکن)صفحه اصلی اون فيلم رو می بينين. توی اين صفحه پوستر فيلم، اسم کارگردان، نويسنده فيلمنامه، ژانر فيلم، خلاصه ای از فيلم، عبارت تبليغاتی روی پوستر، عکسهايی از فيلم، نظر بيننده ها، اسم عوامل فيلم ورتبه بندی فيلم توی IMDB رو ميتونين ببينين. درجه بندی فيلم از نظر MPAA (اگه نمی دونين چيه بعدا براتون می گم) مدت زمان فيلم، زبان، سيستم صوتی و رنگی و... از ساير چيزايی هستن که در مورد فيلم گفته شده. تازه می تونين بعد از خوندن نظر سايرين نظر خودتون رو در مورد فيلم بنويسين يا در مورد موضوعاتی از فيلم با بقيه تبادل نظر کنين.(البته اگه عضو IMDB باشين يه دفعه ديگه هم در مورد عضو شدن توی IMDB و مزاياش براتون می گم.) در ضمن اگه از اون فيلم خوشتون اومده،سايت، فيلمهای مشابهی رو هم بهتون پيشنهاد می کنه.

خب اين تازه اولين صفحه مربوط به اون فيلم بود تازه اونم دست و پا شکسته گفتم. بازم در مورد IMDB حرف می زنم.

لینک
٢۸ آذر ۱۳۸۳ - احمد فاضلی

       

IMDB

می خوام موضوع عوض کنم. می خوام در مورد سايت IMDB حرف بزنم. از امکاناتش و تواناييهاش و اينکه چه کارايی اونجا می تونين بکنين. لينکش رو اون سمت چپ گذاشتم يه سری بهش بزنين تا من دوباره update کنم.

لینک
٢٥ آذر ۱۳۸۳ - احمد فاضلی

       

بی ربط

همچون صنوبری تک افتاده٬ به گونه ای خودخواه و جدا از ديگران٬ سر به بالا کشيده و بی سايه ايستاده ام و تنها کبوتری وحشی بر شاخه هايم آشيان می گيرد.

اين جمله رو توی اورکات خودم پيدا کردم. اگه گفتين مال کيه؟

لینک
۱٠ آذر ۱۳۸۳ - احمد فاضلی

       

هرمونتيک به زبان من

دکتر ما می گه در مورد چيزی که نمی دونين حرف نزنين! راستش من هم چيز زيادی در مورد هرمونتيک نمی دونم. بنابراين فقط چيزی رو می گم که می دونم. 

درخت

چی به فکرتون رسيد؟

ديدين توی رستوران های زنجيره ای بوف توی سينی غذاتون يه برگه ميذارن که توش چند تا تصوير مختلف از انواع درختا هست و از شما پرسيده که درخت مورد علاقه شما کدومه و بعد يه سری اطلاعات مثلا روانشناسی با استفاده از انتخاب شما بهتون می ده. خب، وقتی من گفتم درخت، چی به فکرتون رسيد؟ منظورم اينه که چه نوع درختی تو ذهن شما مجسم شد؟ درخت ميوه؟ چه نوع ميوه اي؟ درخت چنار؟ درخت بيد؟ درخت کاج؟ درختی با برگهای زياد يا اصلا يه تنه خالی و بدون برگ؟ (اين دفعه که رفتين بوف ببينين کدوم يکی از اون درختا شبيه تصوير ذهنی شما از درخته.)

اينکه با شنيدن واژه درخت چه نوع درختی تو ذهن شما مياد بستگی مستقيم با کل روندی داره که شما زندگی کردين. يعنی تمام زندگی شما و هر چی درخت تو عمرتون ديدين و خيلی عوامل ديگه، روی اينکه شما چه تصوير ذهنی از درخت دارين تاثير می ذاره. تصوير ذهنی هر کسی از چيزهای مختلفی مثل صندلي، ميز، ساعت و هر چيز ديگه ای بستگی به تمام لحظه لحظه ای داره که اون فرد زندگی کرده. مثلا تصور من از واژه خونه همون خونه ايه که دوران چهار تا پونزده سالگيم رو اونجا گذروندم. جالب اينه که هنوز هر وقت (دقيقا هر وقت) که خواب خونمون رو می بينم خودم رو توی اون خونه می بينم.

اساسا چون هيچ دو نفری نمی تونن يه زندگی کرده باشن پس هيچ دو نفری لزوما برداشت دقيقا واحدی از هيچ چيزی نمی تونن داشته باشن.در بحث های افراطی هرمونتيک حتی اين شبهه به وجود مياد که وقتی دو نفر با هم حرف می زنن آيا واقعا  منظور همديگه رو اونطور که بايد و شايد متوجه می شن يا نه؟ حالا من نمی خوام اين قدر افراطی به موضوع نگاه کنم ولی بحث سر اينه که وقتی داريم رک و پوست کنده در مورد چيزی حرف می زنيم ممکنه برداشت ها، متفاوت باشه چه برسه به اينکه حرفمون رو به کنايه و از طريق نماد بگيم.

من خسته شدم، فقط نتيجه ای که ميخوام بگيرم اينه که اصلا لزومی نداره که برداشت های من يا هر شخص ديگه ای از يه صحنه فيلم مشابه برداشت شما باشه يا اصلا شبيه منظور کارگردان باشه و نمی شه گفت که برداشت يکی غلطه و برداشت ديگری درست.آخيش! بالاخره بعد از دو هفته تونستم بنويسمش.

لینک
٩ آذر ۱۳۸۳ - احمد فاضلی