Rush hour

داخلي. نزديک غروب. اتوبوس شلوغ.

اتوبوس درون شهری مملو از جمعیت است. يرمردی که سرپا ايستاده زير لب غر و لند می کند. شايد از زمان های قديم يا به قول خودش اون زمانا ياد می کند. چيزی که می گويد مفهوم نيست.

خارجی. همان زمان. خيابان شلوغ. نزديک ميدان انقلاب. تهران.

مردم به سرعت در حال عبور هستند. گاهی به يکديگر تنه می زنند تا راه خود را باز کنند. برای سوار شدن به اتوبوس به افراد داخل اتوبوس فشار می آورند. بر سر نوبت تاکسی با يکديگر بحث می کنند و گاهی زير لب ناسزا می گويند. هر کدام با لهجه خاصی حرف می زند. خوب که نگاه می کنيد هيچ شباهتی با هم ندارند بجز اينکه همه عجله دارند.

داخلی.

نوجوان روستايی که کلاه دست بافی به سر کرده و شالگردنش را تا روی دهانش بالا کشيده ضربه ای به شانه بغل دستی خود می زند و با لهجه ای مشخصاُ کتابی می پرسد: آقا ببخشيد شما اهل تهران هستيد؟

+ نچ

- می خواستم بپرسم تهران چه جور شهريه؟

+ ( با بی حوصلگی و فقط برای اينکه جوابی داده باشد) شهر بزرگيه!

- ( پوزخندی می زند) نه منظورم مردمش بود. مردمش چه جور مردمين؟

+ ( کمی مکث) مردمش هم مردم يه شهر بزرگن.

نوجوان روستايی ديگر چيزی نپرسيد. مطمئناُ جوابش را نداده بودم. خوب شد ديگر به فکرش نرسيد که از من بپرسد مگر مردم شهر را می سازند يا اين شهر است که می تواند مردم را تغيير دهد؟ خوب شد نپرسيد چون ديگر جوابی نداشتم که به او بدهم حتی در حدی که او را از سر خود باز کنم. ولی تا وقتی که به خانه برسم به اين فکر می کنم که اين شهر چقدر روی من تاثير گذاشته است؟

 

لینک
۱۱ بهمن ۱۳۸٤ - احمد فاضلی

       

Goofs

ديشب سه تا چيز جالب توی تلويزيون ديدم!

۱) شبکه ۴ يه برنامه داشت در مورد جشنواره فيلم فجر و توی وله برنامه که می خواستن بنويسن بيست و چهارمين جشنواره به انگليسی اين طور نوشته بودن: 24rd کاملاً مشخصه که به قياس از جشنواره سال قبل نوشته شده.

۲) شبکه ۲ يه فيلم سينمايی داشت و طبق معمول زير نويس هايی که هيچ ربطی به برنامه در حال پخش ندارن. اين دفعه زير نويس در مورد نماز مباهله بود و می گفت که اين نماز دارای دو حرکت است و منظورش اين بود که دارای دو رکعت است.

۳) اين يکی از اونای ديگه جالب تره: شبکه ۳ توی برنامه سينما و سلطه قسمت هايی از يه فيلم سينمايی رو نشون می داد که اين ديالوگ رو دقيقاً همون طور که گفته شد من از اون فيلم نقد می کنم:

- من بايد اسامی تمام افرادی رو که دور و بر رئيس جمهورن بدونم.

+ ( با عصبانيت) تعداد زيادی نيستن فقط دو تا هستن. يکی فاک و اون يکی آف.

حتی اگه فکر کنيم که مترجم ديالوگ فهميده منظور از اين ديالوگ چی بوده مطمئنم که کسی که اجازه پخش اين برنامه رو داده بود فکر کرده fuck و off اسم دو تا از نزديکان رئيس جمهور بوده.

پ. ن:خوبه که من زياد تلويزيون نگاه نمی کنم.

   

لینک
٥ بهمن ۱۳۸٤ - احمد فاضلی