Les Misérables

بچه ها میگن نظر خودت رو هم راجع به اون سربازه بنویس که حالا فعلا حالش رو ندارم هر چند که حمید هادی وقتی شنید کلی کیف کرد.

این مدتی که نبودم حسابی گرفتار کارای پاسپورت و ویزا و هزار جور دردسر و گرفتاری دیگه بودم که هنوز تموم نشده و حالا در یه فرصت استراحت اجباری دو ساعته وقت دارم اینجا رو آپدیت کنم. شاید یه روزی سر فرصت بشینم ماجراهای این مدت رو اینجا براتون تعریف کنم (اگه شد قبل از اولین برف) خیلی جالبه که فردا وقت سفارت دارم ولی الان که ساعته ۴ بعد از ظهره هنوز پاسپورت ندارم تازه قراره ساعت ۶ بهم بدن! حالا تازه اینکه بیمه نامه و گواهی عدم سوئ پیشینه و تایید وزارت امور خارجه و هزار تا مدرک دیگه ندارم به کنار.

یادش بخیر اون موقع ها نمیفهمیدم چرا بهنام به زنگ موبایلش هم حساس شده بود یا مهدی اون قدر به هم ریخته بود. حالا کاملا حالشون رو درک می کنم. هی بچه ها از صمیم قلب با اون موقع تون ابراز همدردی می کنم.

راستی گفته بودم یه وبلاگ دیگه هم دارم؛ امروز به مناسبت آغاز سال نو اکران عمومی می کنم:

http://www.ketabeakhar.persianblog.ir

لینک
٢٦ اسفند ۱۳۸٥ - احمد فاضلی