کتاب-فیلم 2

پل آستر، چند صفحه بعد در همان کتاب "مردی در تاریکی" جملات قبلش را زیر سوال می برد و شروع می کند به تجزیه و تحلیل چند صحنه بدون دیالوگ از سه فیلم "دزد دوچرخه" "داستان توکیو" و یک فیلم هندی که یادم نمانده. در آنجا مانند یک بیننده حرفه ای دست کارگردان های معروفی مثل "ویتوریو دسیکا" و "یاسوجیرو اوزو" را رو می کند و منظورشان را از حرکات دوربین و اشیا بی جان درون میزانسن توضیح می دهد. این فصل از کتاب مشخصا برای این نوشته شده که جملات یادداشت قبل را نقد کند. به نظر می رسد که نویسنده اعتقاد دارد که با اینکه می شود روبروی تصاویر متحرک نشست و ذهن خسته را رها کرد ولی یک فیلم خوب هم می تواند ذهن بیننده مستعد را به کار اندازد.

نکته:یکی از دوستانی که در یادداشت قبل هم نظر گذاشته می گفت که فیلمی که ببینی و چیزی از آن یاد نگیری به درد نمی خورد.

نکته کنکوری: نویسنده آمریکایی سه فیلمی را برای توضیح دادن استفاده کرده که هیچکدام آمریکایی نیستند.

لینک
٢٥ فروردین ۱۳۸٩ - احمد فاضلی

       

کتاب - فیلم ١

"پناه بردن به فیلم مثل پناه بردن به کتاب نیست. کتاب آدم را مجبور می کند که چیزی به آن پس بدهد. آدم را مجبور می کند که ذهن و تخیلش را به کار بگیرد ولی می شود بدون حضور ذهن و در حالت انفعال کامل فیلم تماشا کرد و حتی از آن لذت برد."

مسلم است که وبلاگصاحاب جملات بالا را در یک کتاب خوانده وگرنه کمتر کسی پیدا می شود که چنین تبلیغ منفی در فیلمش بگنجاند. ولی ذکر منبع دقیقش باشد برای وقتی که حسابی در موردش بحث کردیم.

لینک
۱٦ فروردین ۱۳۸٩ - احمد فاضلی

       

26,03,1995

"ندای وطنم را می شنوم که مرا صدا می زند ولی من می خواهم با تو بمانم. در این بازی یکی از ما بازنده است و من طرف خودم را می گیرم. قبل از اینکه موقعیت از دست برود می خواهم بدانم که آیا تا روزی که مرزها از بین بروند منتظرم خواهی ماند؟*"

با کریس دبرگ که دست می دهم می گویم "Here, there IS no borderline anymore" لبخند می زند و با موسیقی آهنگش زمزمه می کند "No borderliiiiiiiine"

امروز دقیقا پانزده سال است که قرارداد شنگن اجرایی شده. بارها از مرزهایی که دیگر نیستند عبور کرده ام و از یک حق انسانی که مدت ها فقط جمله ای بود روی یک کاغذ بهره برده ام. بار اول که از مرز ناموجود بین آلمان و لوکزامبورگ عبور کردم با کنجکاوی دنبال نشانه ای از ورود به یک کشور تازه می گشتم و پیدا نمی کردم. هفته آینده که به فرانسه خواهم رفت ولی دیگر دنبال مرز نمی گردم چون می دانم که مرزی وجود ندارد.

* آهنگ No borderline، کریس دبرگ

پ.ن. هفت سین ما را دیدید؟

لینک
٦ فروردین ۱۳۸٩ - احمد فاضلی