Strike

معتقدم که بهترین راه یادگیری یک زبان بیگانه این است که در کشوری که به آن تکلم می کنند مدتی زندگی کنی. در این حالت معنی کلمات کاملا برایت جا می افتد. مثالش همین کلمه بالایی است که معنی اش را می دانستم ولی درک نکرده بودم. امروز صبح صبحانه ام را نصفه و نیمه رها کردم تا به اتوبوس برسم ولی بعد از اینکه چند دقیقه ای سر ایستگاه ایستادم متوجه شدم که یک جای کار می لنگد. هم اتوبوس دیر کرده بود و هم ایستگاه از همیشه شلوغ تر بود. از یکی پرسیدم اتوبوس رفته؟ نگاهی عاقل اندر سفیه کرد که یعنی مگر رادیو و تلویزیون نداری؟ گفت امروز اشتغایک (اعتصاب) است. اتوبوس و تراموا به صورت نامنظم و هر از چند گاهی کار می کنند. شایسه! بعد از ده دقیقه منتظر ماندن تصمیم گرفتم پیاده راه بیفتم. مقداری از مسیر را که رفتم اتوبوس از کنارم گذشت تا حسابی بسوزاندم. نم نم بارانی هم شروع شد تا روزم کامل شود. یک ساعت بعد از من این هم آزمایشگاهی هندیم با لباسهای خیس آمد و از من پرسید احمد امروز چه اتفاقی برای اتوبوس ها افتاده؟ نگاهی عاقل اندر سفیه کردم که یعنی مگر رادیو و تلویزیون نداری یا معنی اشتغایک را نمی دانی؟

پ.ن. دوچرخه خریدم. هفته آینده تحویل می گیرم. 

لینک
۳ اسفند ۱۳۸٦ - احمد فاضلی