به علی حیدری

شما که غریبه نیستید پدربزرگ برای من قطعه سنگ خاموشی است میان دیگر سنگ های سرد و خاموش گورستانی قدیمی در شهری دور. عکسهایش را در آلبوم پدرم دیده ام، یکی دو عکس سیاه و سفید بیشتر نیست که آن هم با آن دوربین های قدیمی چیز زیادی را نشان نمی دهد. دیوان حافظش به من رسید. آن قدر قدیمی است که به هر صفحه اش که دست می زنم کاغذها وا می روند، از خیر صحافی کردن دوباره اش گذشتم. نام پدرش را از روی سنگ قبر قدیمی به زحمت خواندم تا لااقل اسم اجدادم را بدانم. سال تولدش مشخص نیست ولی تاریخ وفات ۱۳۵۰ است. من نه سال دیر رسیدم.

لینک
٢٥ اسفند ۱۳۸٦ - احمد فاضلی