For the love of the game

شب از نیمه گذشته. سرم را که روی بالش می گذارم باز هم این هورمون ها، آنزیم ها و گیرنده هایی که این روزها رویشان کار می کنم هجوم می آورند. از پنجره بیرون را نگاه می کنم. هنوز این مولکول ها رهایم نکرده اند، نتایج آزمایش های قبلی و برنامه آزمایش های این هفته. چراغ روشنایی خیابان به نظرم غریبه می آید. مثل این است که اولین بار است که آن را می بینم. ذهنم خسته است ولی چاره ای نیست. 
این هفته سرم شلوغ است. هفته آینده باید از حدود یک سال سر و کله زدن با این مولکول هایی که از سر و کولم بالا می روند دفاع کنم. خیلی چیزها را باید ثابت کنم به خودم، به بقیه.
پ.ن. من را از بازی کنار بگذارید لطفا.

لینک
٢۱ فروردین ۱۳۸٧ - احمد فاضلی