یک سال گذشت
آگهی ترحیم نیست. فقط خواستم بشمارم که چند وقت است اینجا هستم. فکر می کردم امروز یادداشت مفصلی در مورد آمدنم بنویسم ولی پشیمان شدم. شاید سال دیگر بنویسم. در این یک سال تغییر کرده ام؟ البته که تغییر کرده ام حتی اگر همان جا بودم هم تغییر می کردم ولی به طور کلی روند تغییرات سریع تر و کلی تری داشته ام. آرام تر شده ام و کاری تر. بشاش تر و جدی تر. محکم تر و انعطاف پذیرتر. البته همه اش هم صفات خوبی نیست ولی طبق اصول تکامل برای بقا لازم است. دوستانم کم و زیاد شده اند، می دانید که چه می گویم.  

دیشب برای اینکه یادم نرود از کجا آمده ام کمی اخبار سیاسی خواندم و شنیدم. امروز هم از مسیر پر ترافیک آمدم تا پنج دقیقه در ترافیک بمانم. سر ناهار سعی کردم اسم آشپزهای مرکز تحقیقات بیوشیمی و بیوفیزیک دانشگاه تهران را به خاطر بیاورم که هنوز موفق نشده ام. هر چند که آنها همیشه یادشان بود من چه غذایی را دوست دارم و از کدام غذا باید برای من بیشتر بریزند.

در جواب این سوالتان که آیا دلم تنگ شده، لبخندی می زنم و می گویم برای چه می پرسید؟   

لینک
۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٧ - احمد فاضلی