"I'm grown up just the age is increasing."Leon - Luc Beson

نما داخلی تاکسی سر ميدون انقلاب ساعت ۸:۳۰ شب دوم بهمن

پدر میپره جلو و در تاکسی رو باز می کنه و ميگه:

بيمارستان قلب؟

راننده: بيا بالا.

پيرمردی ميخواهد پشت سر او سوار شود.

پدر: آقا بذار بچه های ما سوار شوند.

پير مرد عقب می کشد و مادر و کودکش سوار می شود.

کودک حدودا چهار سال دارد.

کودک (با لهجه کودکانه): بابا ميذاشتی اون آقاهه هم سوار می شد.

پدر (با دلخوری): اون وقت جای شما ها نبود.

- خب بابا من روی پای تو می نشستم.

- ماشين که قحط نيست! خب با يکی ديگه می آد.

- آخه بابا هوا سرده.

I wish I was still a child

لینک
۳ بهمن ۱۳۸۳ - احمد فاضلی