برای مسعود

نشستی و فکر کردی که آیا دلیلی دارد انسان آزادی خودش را فدا کند؟ معامله سختی بود. باید چیزهایی را که در دست داشتی می دادی  برای رسیدن به جایی که تجربه نکرده بودی. باید چیز بزرگی آن طرف معامله می بود تا به این کارت وادارد. بالاخره چیزهایی پیدا کردی. بالاخره برای به دست آوردن یک پایگاه عاطفی، برای رسیدن به حس استقلال، برای پاسخ به نیازهای تن و برای گذر از دوران کودکی فکری و رسیدن به حدی از تکامل که فقط از این راه امکان دارد،  زندگی مشترک را انتخاب کردی. مبارکتان باشد.

"و عشق، تنها عشق تو را به خلوت (این) سیب می کند مانوس". بقیه را فراموش کن. آنها مال دوران صحت و امان بود. سعی کردم تلفن بزنم ولی همه تماس هایم بی جواب ماند.

لینک
۱۱ تیر ۱۳۸٧ - احمد فاضلی