تا باد چنین بادا

امروز کارت عضویتم به دستم رسید. رو را می بینید؟ هنوز حرف زدن به زبانشان را خوب بلد نیستم رفته ام عضو انجمن دوستداران تاریخ و هنر فرانکونیا شده ام. راستش اولش برای وردودی مجانی سالانه به دو موزه و یک نمایشگاه دوره ای بود ولی برنامه های خوبی دارند، مخصوصا در مورد تاریخ. البته در این نمایشگاه دوره ای هم گاهی کارهای معروف در حد جهانی دیده می شود. چند وقت پیش یک سری از کارهای کاندینسکی را آنجا دیدم. چندتایی هم از شاگال و پیکاسو در یکی دیگر. حیف که میانه شان با مادلیانی خوب نیست.

مینی گلف هم بازی مهیجی است. فکر می کردم همان گلف است که برای بچه ها در ابعاد کوچکتر درستش کرده اند ولی وارد بازی که شدم به عمق اشتباه بی انتهایم پی بردم. زمین شهر ما هیجده مرحله دارد. می گویند اگر سی و شش امتیاز بیاوری (امتیاز کمتر=نتیجه بهتر) حرفه ای به شمار می آیی. چهل و هشت امتیاز در اولین روز بد نبود، مخصوصا که در چهار مرحله با اولین ضربه توپ وارد هدف شد. این زمین پای تپه و کنار رودخانه ای که محل پارو زدن قایقرانان است هم که حکایت ذغال خوب و رفیق بد است. هر وقت امتیازم به سی و شش رسید خبرتان می کنم.

دکتر تاوتز زنبورشناس بسیار معروفی است که آخرین کتابش به هیجده زبان ترجمه شده است که مسلما فارسی جزو آنها نیست. به شوخی می گفت که ترجمه چینی ها حتی قبل از اینکه کتاب را تمام کند به پایان رسیده بود. کتاب شرح ساده ولی کاملا علمی آزمایش های خودش در مورد رفتار زنبورهای عسل، علت های موفقیت این حشرات اجتماعی و شباهت های یک جامعه زبورها با یک پستاندار است. نتیجه کار فوق العاده است و البته دکتر تاوتز چند سال پیش جایزه ای برده که شاید بشود اسمش را گذاشت علم به زبان عامه فهم. یکی از افراد حاضر در جلسه پیش نها د ترجمه را به من داد. خواستم برایش بهانه بیاورم که آخرین ترجمه مان که البته کاربردی تر از کتاب دکتر تاوتز بود با اینکه برای کتاب سال دانشجو نامزد شده بود حتی یک چهارم شمارگان هم فروش نکرد ولی دیدم این در اصل موضوع خللی ایجاد نمی کند. حالا که فعلا موزه گردی و مینی گلف وقت سر خاراندن برایم نگذاشته اند.

لینک
۱۸ تیر ۱۳۸٧ - احمد فاضلی