آفریدن یا نابود کردن، مساله این است

آقایی که شما باشید (بالاخره خانم ها هم یک جوری حق آقایی دارند) امروز از صبح نشستم به خانه تکانی gmail حدود دو هزار و اندی نامه را ریختم به سطل بازیافت. حالا مصیبت اینجا بود که بعدش باید همان دو هزار و اندی را از سطل بازیافت می آوردم بیرون و  چه می دانم یک جوری نابودشان می کردم. تصور اینکه چیزی را که موجود است نابود کنی کمی سخت است ولی از آنجا که می دانم این نامه ها سابقه عدم دارند فکر می کنم حالا به همان جا رفته اند که قبل از آفریده شدنشان بوده اند. البته می دانم که شعار  gmail از همان اولش این بود که دیگر لازم نیست که چیزی را پاک کنید (اگر یادتان باشد آن اول اولش اصلا گزینه حذف نداشت!) ولی حجم بالای داده های درون صندوق پستی باعث پایین آمدن سرعت باز شدن صفحه اول می شد. این که در حین پاک کردن به چه پیغام های قدیمی از چه کسانی و چه سال هایی برخوردم خودش قصه ای است ولی در همین روزهایی که من سرگرم نابود کردن قسمتی از حافظه دنیای اینترنت بودم یکی از دوستان قدیمی صفحه جدیدی را خلق کرده و قرار است از این به بعد آنجا به آفرینش خود ادامه دهد. این آفرینش هم سابقه عدم دارد البته اگر نگویید یک جایی در ذهن نویسنده بوده است از قبل. حالا که ما به ایشان پیشنهاد آفرینش این صفحه را دادیم به آقایی که شما باشید (بالاخره خانم ها هم یک جوری حق آقایی دارند) هم پیشنهاد می کنیم که یک سری به ایشان بزنید و بعد ایشان هم به شما سری بزنند و از دوستی مجازی برخوردار شوید و از این حرف ها دیگر.

لینک
٥ امرداد ۱۳۸٧ - احمد فاضلی