Women in science

هلگا، دانشمند مسوول پروژه من یا همان استاد راهنمایم، خانمی است چهل و اندی ساله، محققی باهوش و کاری و دارای قابلیت هایی که در کمتر کسی دیده ام. سه بچه همزاد دارد که سال ٩٩ به دنیا آمده اند. سال دو هزار هم به درجه پروفسوری رسیده است یعنی وقتی که بچه ها یک ساله بوده اند و در اوج مسوولیت مادری. در همه کارهایش تند و سریع عمل می کند. در فکر کردن، حرف زدن، عمل کردن، غذا خوردن و ... موقع راه رفتن من همیشه باید بدوم تا بتوانم همراهیش کنم و البته در سایر کارها هم همین طور. نفر دوم آزمایشگاه هم خانم دیگری است که نسخه جوان تر و البته کمی متفاوت از استادمان است. ولی به دلایلی من تصمیم گرفته ام از این به بعد در زمینه علمی فعالیت هایم را با خانم ها کاهش دهم.

١) اگر خانم ها انرژی را که صرف بحث های مربوط به "زنان در علم" می کنند در خود علم صرف می کردند، از چیزی که حالا هستند خیلی جلوتر بودند.

٢) خانم ها به دلیل اینکه بتوانند تعداد "زنان در علم" را بیشتر کنند و البته کسی را پیدا کنند که در مورد "زنان در علم" همپای صحبت شان شود بیشتر دوست دارند دانشجوهای دختر را انتخاب کنند. جالب است که دانشجوهای دختر بیشتر تمایل دارند که با استادان مرد کار کنند. دلیلش را از خودشان بپرسید.

٣) خانم ها علاوه بر زندگی علمی به نسبت بیشتری در مقایسه با آقایان در مورد زندگی شخصی احساس مسوولیت می کنند و البته نباید از حق گذشت که وظیفه مادری بسیار سنگین تر از وظیفه پدری است. بنابراین ممکن است در فصل تعطیلی مدارس چند هفته در آزمایشگاه دیده نشوند.

۴) خانم ها خیلی سریع بحث های علمی را شخصی تلقی می کنند، جبهه می گیرند و بویژه اگر طرف دیگر بحث مرد باشد سریع نتیجه می گیرند که طرف مقابل نمی تواند پیشرفت "زنان در علم" را ببیند.

۵) طبق قوانین طبیعی خانم ها باردار می شوند و برای مادر شدن چند ماه به مرخصی می روند و آن وقت علی می ماند و حوضش.

پ.ن. تجربیات بالا شخصی بوده و جنبه عمومی ندارند. در ضمن تا سه روز نیستم که در برابر بد و بیراه هایتان واکنش نشان بدهم. 

لینک
٢٧ شهریور ۱۳۸٧ - احمد فاضلی