باد

صبح که از خانه بیرون می رفتم دیدم که گلدان ماریا را انداخته و شکسته است. موقع برگشتن هم از اتوبوس که بیرون را نگاه می کردم متوجه شدم که افتاده به جان برگ های درخت ها. اگر کسی جلویش را نگیرد تا چند روز دیگر از این لباس های رنگارنگ پاییزی که درخت ها این روزها پوشیده اند چیزی باقی نمی گذارد.

لینک
۱٠ مهر ۱۳۸٧ - احمد فاضلی