باز می بارد آرام

برف می بارد. دست های نامریی باد دانه های درشت برف را به این سو و آن سو می کشانند و با آنها بازی می کنند. زمین با اشتهای زیادی همه دانه های برف را می بلعد بدون اینکه اثری از سفیدی آنها گوشه لب هایش بماند. زیر بارش برف راه می روم و زیر لب آهنگی زمزمه می کنم.

- موهایت پر از برف شده.

دستم را روی موهایم می کشم. دستم خیس می شود ولی برف توی دستم نمی آید.

لینک
۱٠ آبان ۱۳۸٧ - احمد فاضلی