درد و راز و رنج و عشق

 چند وقت پیش که داشتم دوباره فیلم هامون را تماشا می کردم رسیدم به جایی که در شهر کتاب هامون کتابی را به طرف مهشید می گیرد و همان طور که با کتاب چهار ضربه به دست او می زند می گوید " این یه چیزیه پر از درد و راز و رنج و عشق." روی جلد ساده کتاب فقط سه کلمه نوشته شده است: Franny and Zooey و در زیر آن نام نویسنده. این توصیف کوتاه هامون درباره کتاب آن قدر زیبا بود که نتوانستم از خواندن کتاب چشم پوشی کنم. از طرف دیگر گنجاندن این جمله در فیلمنامه، علاقه مهرجویی به این کتاب را نشان می دهد. اولین کاری که کردم این بود که در ویکیپدیای انگلیسی نام کتاب را جستجو کردم. بعد از کمی توضیح در مورد داستان، پایین صفحه نوشته بود که فیلم ایرانی "پری" برداشتی غیر قانونی از این کتاب است. فیلم را ندیده بودم. مطلب را دنبال کردم و جایی خواندم که سالینجر، نویسنده کتاب، بعد از خبردار شدن از موضوع وکیل خود را برای پیگیری به ایران فرستاده بوده است که البته نمی دانم ماجرا به کجا ختم شده است.

کتاب که به دستم رسید هر چه بیشتر در متن پیش می رفتم برایم هویداتر می شد که هامون (یا مهرجویی) چه توصیف کاملی از کتاب داشته است. برای آنهایی که داستان را نخوانده اند مختصر بگویم که ماجرا در واقع دو داستان کوتاه است به نام های فرنی و زویی که حکایت درگیری های ذهنی اعضای خانواده گلاس است که در چند کتاب سالینجر ایفای نقش می کنند. داستان اول، فرنی، حدود چهل صفحه است و تقریبا فقط در یک صحنه اتفاق می افتد و چنان با جزییات توصیف شده که عملا جایی برای مانور دادن به نویسنده فیلم نامه نمی دهد. فقط کافی است که کسی کتاب را بخواند و اجرا کند. داستان زویی طولانی تر است و در دو صحنه اتفاق می افتد ولی از نظر بازگو کردن جزییات صحنه، از داستان اول چیزی کم ندارد.

کتاب که تمام شد فیلم پری را تماشا کردم. در عنوان بندی ابتدای فیلم، نویسنده، مهرجویی معرفی شده است. فقط در عنوان بندی پایانی اشاره گنگی شده که فیلمنامه برداشتی آزاد از سه داستان سالینجر بوده است البته به نام داستان ها اشاره ای نشده است (فرنی، زویی و یک روز رویایی برای موزماهی). "برداشت آزاد" عبارت مناسبی نیست برای فیلمنامه ای که دیالوگ هایش دقیقا ترجمه کتاب است، اسم شخصیت ها فارسی شده و فضای مسیحی داستان اسلامی شده و البته بسیاری از جزییات مفید کتاب در فیلم حذف شده که باعث شده فیلم در پرداخت مشکل روحی پری و در نهایت حل آن گنگ و نارسا باشد. هر جا هم که فیلم نامه از متن داستان فاصله گرفته، نتیجه آن ضعیف ترین صحنه های فیلم بوده است.

من با ضعف های نوشتن و اجرای فیلم نامه کاری ندارم و شاید برای نوشتن این یاداشتهم  ده پانزده سالی دیر شده باشد ولی سوال من این است که چرا باید کارگردان بزرگ ایرانی حتی نخواهد نام داستان هایی را که فیلم نامه اش را خط به خط بر اساس آنها نوشته ذکر کند؟ آیا چنین کسی وقتی چند سال بعد فیلمش اجازه اکران نمی گیرد و به طور غیر قانونی وارد بازار می شود حق دارد که از مردم بخواهد که حقوقش را به حساب بانکی اش حواله کنند؟

پ.ن. اگر کسی از پایان ماجرای دعوای حقوقی سالینجر در مورد فیلم "پری" خبر دارد برایم بنویسد.       

لینک
۱٧ اسفند ۱۳۸٧ - احمد فاضلی