هنگام فرودین که رساند ز ما درود؟

امروز روز اول سال است. راستش خیلی نفهمیدم که عید شده. خیابان ها شلوغ تر از همیشه نبود، قیمت اجناس چند برابر نشده بود، رفتگر محله جلویم را نگرفت تا "عید ما یادت نره" را یاد آوری کند و لازم نبود تا خیلی کارهای نیمه تمامم را در این اداره و آن سازمان با عجله تمام کنم که نماند برای "اون ور سال". پارسال که اولین نوروزم را خارج از ایران می گذراندم، ساعت بدنم یادآوری می کرد که عید است. نوروز هم با عید پاک همزمان شده بود و چند روزی تعطیل بود که استفاده کردیم و سفر لوکزامبورگ را رفتیم. امسال انگار ساعت بدنم خوابیده، تعطیلی هم نداشتیم، برای نوروز مرخصی یک روزه گرفتم، مهری هم نصف روز تعطیل کرده تا بتوانیم با هم کنار سفره هفت سین مان که دو تا سین هم کم دارد بنشینیم.

دیشب داشتم فکر می کردم که اول هر سال تصمیم هایی برای سال جدید می گیرم ولی در تمام این سال ها هیچ وقت این تصمیم ها را ننوشته ام. به همین خاطر هیچ ضمانت اجرایی نداشته اند. شاید هم از تنبلی می خواهم همین طور باشد، فراموش کنم که اصلا تصمیمی گرفته بودم، آخر سال هم به قول معروف " نه خانی آمده و نه خانی رفته". امسال تا حالا فقط یک تصمیم گرفته ام، می خواهم تصمیم هایی را که برای سال جدید می گیرم بنویسم تا حداقل فراموش نشوند. هنوز همین یک تصمیم را هم ننوشته ام.

امروز روز اول سال است. راستش خیلی نفهمیدم که عید شده. کنار سفره هفت سین خانه پدری ننشسته ام، از پدرم اسکناس تانخورده ای را که لای قرآن گذاشته عیدی نگرفته ام، گل هایی را که مادرم توی باغچه کاشته ندیده ام، روز اول عید خانه کسی عید دیدنی نرفته ام، توی ظرف آجیل دنبال فندق نگشته ام و بچه ها را خوشحال تر از بقیه روزهای سال ندیده ام. با این حال شادم از این که می دانم همه این ها در گوشه ای دیگر از دنیا برپاست حتی اگر من آنجا نباشم.

سال خوب و پرباری داشته باشید.

لینک
۳٠ اسفند ۱۳۸٧ - احمد فاضلی