La chevalerie

تا چند روز پیش به عمرم شهسوار ندیده بودم. به نظرم شهسوار ها همیشه سوار بر اسب سفیدی بودند و زره فلزی و کلاهخود داشتند و احیانا درفشی هم در دست. آدم هایی عضلانی و خوش چهره که حتی می توانستند ملکه ها را هم اغوا کنند.

به هر حال چند روز پیش تمام این خیالات نقش بر آب شد. شهسواری که من دیدم پیرمردی بود که یک عینک جای کلاهخود را روی صورتش گرفته بود. لقب شهسواری را هم نه برای مهارتش در جنگیدن و کشتن انسان ها بلکه برای پیدا کردن درمان جدیدی برای یک بیماری و نجات جان انسان ها از ملکه انگلستان گرفته بود. البته رفتار مبادی آدابش، اشرافی بودنش را در همان لحظه اول فاش می کرد.

مثل اینکه کسی وقت نهار از او پرسیده بود که جناب شهسوار چه کنیم تا به جایی برسیم که شما امروز هستید. این بود که سخنرانیش را با یک توصیه عمومی تمام کرد. "از کاری که می کنید لذت ببرید، اگر نمی برید خوب دنبال کار دیگری بروید."

پ.ن. بیچاره زبانی که وقتی می خواهند معنی یک کلمه اش را توضیح دهند باید از زبان دیگری کمک بگیرند. در ویکیپدیای فارسی نوشته است که شهسوار به معنی شوالیه است! 

لینک
۱٢ فروردین ۱۳۸۸ - احمد فاضلی