هنر ارتباط در شرایط محدود

در بین پدید آورندگان هنرهای نمایشی دست سینماگر از همه بازتر است. سینماگر نه محدودیت زمانی دارد و نه محدودیت مکانی. در طول چند ماه یا سال در مکان های مختلف از بازیگرانش بازی می گیرد و در پایان بهترین برداشت ها را به هم متصل می کند. ولی هنرهای صحنه ای از این نظر محدودترند. در نمایش یا تئاتر هنرمندان یکی دو ساعت وقت دارند که هنر خود را به صورت زنده و بر روی صحنه به بیننده عرضه کنند و البته می توانند از دیالوگ و زبان بدنشان برای برقراری ارتباط با بیننده استفاده کنند. اپرا از این هم محدودتر است. دیالوگ ها در اپرا با زبانی شعرگونه بیان می شوند و با آهنگ و در پرده ای خاص از موسیقی. البته گاهی بسته به نوع اپرا و بنا به ضرورت دیالوگ های معمول هم به این سبک نمایش اضافه می شوند. در این میان، باله بیشترین محدودیت را دارد. باله دیالوگ را به طور کلی حذف نموده و زبان بدن بازیگران و موسیقی را تنها راه ارتباط با مخاطب قرار داده است. به دلیل این محدودیت های بالا، باله هنری بسیار سمبولیک است. طراح رقص های هماهنگ باله باید قادر باشد با استفاده از بدن های انعطاف پذیر بازیگرانش یک داستان کامل را به تماشاگر انتقال دهد.

به عنوان یک تماشاگر شخصا علاقه دارم که قبل از تماشای یک نمایش باله خط کلی داستان را بدانم ولی خلاقیتی که طراح، در شرایط محدود برای روایت داستان به کار می برد باعث شده تا از این نوع هنر صحنه ای بیش از بقیه لذت ببرم.

لینک
۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ - احمد فاضلی