دیروز و دیشب

بعد از زبان فرانسوی که سه سال پیش یاد گرفتنش را به خاطر اینکه معلمش دیگر در دسترس نبود کنار گذاشتم، ایتالیایی زبان دومی است که دیروز بالاخره تصمیم گرفتم کنار بگذارمش. این بار به این بهانه که وقت کافی برای تمرین کردنش ندارم. اگر وقتی که صرف یاد گرفتن ایتالیایی می شد، صرف کار مفید تری شود پشیمان نخواهم شد. ببینیم چه می شود.

دیشب رفته بودم سخنرانی یک زیست بوم شناس (اکولوژیست) را بشنوم که از کارهایی که برای نجات نسل یک قورباغه نادر در حال انقراض انجام داده بودند می گفت. یکی از اقداماتشان این بود که ماهی ها را از حوضچه های محل تخم گذاری قورباغه ها به جای دیگری منتقل کرده بودند تا تخم و نوزاد قورباغه ها خوراک ماهی ها نشود. داشتم فکر می کردم که چه خوب است که هنوز در دنیا کسانی پیدا می شوند که وقت و هزینه صرف می کنند تا جلوی انقراض موجوداتی را که انسان های دیگر دارند باعث انقراض شان می شوند، بگیرند. هنوز کف زدن های حضار تمام نشده بود که اولین دست برای پرسیدن سوال بالا رفت. سوال کننده هم مثل من دانشجوی زیست شناسی بود و از یک کشور در حال توسعه آمده و سوالش این بود که خوب چه اهمیتی دارد که نسل یک قورباغه بی خاصیت منقرض شود؟ آن ماهی هایی که منتقل کردید حداقل ارزش خوراکی داشتند! نمی دانم سخنران به دلیل لهجه غلیظ سوال کننده متوجه سوال نشد یا وانمود کرد که چیز دیگری فهمیده است. به هر حال جوابی که داشت ربطی به سوال پرسیده شده نداشت.

لینک
٢٤ اردیبهشت ۱۳۸۸ - احمد فاضلی