دست ها

زن می تواند با دستانش چنان حالتی را بیان کند و احساسی را نشان دهد که دستان مرد در برابرش بیشتر شبیه توده ای از چوب است که با چسب به هم چسبانده باشند. دستان مرد به درد دست دادن می خورد، به درد زدن، شلیک کردن و امضا کردن. دست دادن، زدن، شلیک کردن، امضا کردن چک های غیر قابل برگشت، دست مرد به درد همین کارها می خورد و البته به درد کار کردن. دستان زن ولی فقط به همین بسنده کرده اند که دست باشند. مثل وقتی که کره را روی نان می مالند یا طره ای از مو را که روی پیشانی افتاده کنار می زنند. هیچ خداشناسی به این فکر نیفتاده که دستان زنان را در اناجیل ستایش کند. دستان ورونیکا، مریم مجدلیه، مریم و مارتا، همه این دستانی که محبت شان را نثار مسیح کردند. در مقابل فقط به ستایش قوانین و اصول پرداخته اند. مسیح در به اصطلاح زندگی شخصیش بیشتر با زنان سر و کار داشته، خوب البته او به مردان هم نیاز داشته چرا که آنها با قدرت رابطه داشته اند، توانایی سر و سامان داشتن امور و از این جور مزخرفات را داشته اند . مسیح به مردان نیاز داشته همان طور که وقتی کسی می خواهد اسباب کشی کند به کارگر نیاز دارد.* 

*Ansichten eines Clowns, Heinrich Böll

لینک
٢۱ تیر ۱۳۸۸ - احمد فاضلی