نمونه يک تيتراژ خوب

ُبانی و کلايدُ که در ۱۹۶۷ توسط ُآرتور پنُ ساخته شد سرگذشت دو گانگستر دهه ۱۹۳۰ در آمريکا را بازگو می کنه.

تيتراژ اين فيلم با يه پس زمينه مشکی شروع ميشه بعد صدای شاتر دوربين رو می شنويم وبعد عکس های سپيا از ُبانی پارکرُ و ُکلايد باروُ حقيقی رو وقتی که بچه بودن می بينيم.همين طور پشت سر هم صدای شاتر دوربين و چند تا عکس ديگه.در بين عکس ها هم اسم عوامل فيلم رو می بينيم که با رنگ سفيد روی پرده ظاهر می شن ولی با رنگ قرمز محو می شن.بعد از آخرين عکس دو جمله روی پرده ديده می شه که اطلاعاتی در مورد ُبانيُ و ُکلايدُ واقعی می ده.بعد هم ديزالو به اولين نمای فيلم که يه اکستريم کلوزآپ از لبهای قرمز ُبانيُ

اگه فيلم رو دوبار ببينين حتماً بار دوم که صدای شاتر دوربين رو می شنوين از شباهتش با صدای گلوله هايی که در تمام طول فيلم شليک می شن متوجه می شين که چرا آقای ُپنُ اين چيزا را برای تيتراز فيلمش انتخاب کرده. جالب تر از اون نوشته هايی هستن که سفيد می آن و قرمز می رن و خيلی راحت بدون کلام می گن آهای تويی که داری اول فيلم رو که پر از آهنگ های موسيقی محلی وصحنه های رومانتيک و گاهی طنزه نگاه می کنی منتظر يه پايان خونين برای فيلم باش.

ديدين چقدر راحت می شه با بيننده ارتباط برقرار کرد؟ حالا منتظر باشين ببينين که توی اولين نماهای يه فيلم چقدر می شه با بيننده حرف زد.

لینک
٢٦ مهر ۱۳۸۳ - احمد فاضلی