یادداشت های کوتاه سفر (6)

شرم آور است آنچه در هفته گذشته رخ داده. حال راهبی را دارم که مدت ها در کوهستانی دور گوشه عزلت گزیده، ریاضت کشیده و تصور کرده که نفس سرکشش را به زانو در آورده. بعد وقتی به شهر برگشته، از نادانی مردم به تنگ آمده و تنوانسته خشمش را مهار کند. این یعنی تمام آن ریاضت کشیدن ها به باد. چه فرقی دارد این راهب با همه کسانی که تمام این مدت زندگی شان را کرده اند بی هیچ ریاضتی؟

لینک
۱ شهریور ۱۳٩٠ - احمد فاضلی