یادداشت های کوتاه سفر (9) یادداشت پایانی

برگشته ام خانه. یادگارهای سفر را مرور می کنم. یکی شان سی دی است که دوست عزیزی در تهران برایم گرفته و با این آهنگ شروع می شود:

"بر این کناره تا ساحل آمودریا آبی می گذشت که دگر نیست.

بر این امواج تا رودباران سند زورقی می گذشت که دگر نیست.

بر این زورق از بندری به شهر بندری زورق بانی پارو می کشید که در نیست."

صدای خواننده در گوشم زنگ می زند "از یاد شد، بر باد شد، در هم شکست".

لینک
۱ شهریور ۱۳٩٠ - احمد فاضلی