بی نام ها و نشانه ها (احتمالا 6)

از یکی از کتابفروشی های خیابان استقلال استانبول کتاب تازه ای خریده ام. یک ساعتی هست که در لابی هتل نشسته ام و می خوانمش. یکی از پیشخدمت ها جلو می آید و می پرسد چه می خوانم؟ جلد کتاب را نشانش می دهم. می گوید "آه، پل آوستر". لبخندی می زند و می رود. چند دقیقه بعد دوباره پیدایش می شود. در استکان کمر باریکی چای خوشرنگی ریخته و کنارش دو حبه قند گذاشته. می گوید "برای شما آقا، به خاطر کتابی که می خوانید".

لینک
۱۸ شهریور ۱۳٩٠ - احمد فاضلی