ریشه در خاک

سال ها پیش خواننده ای کار بلد و خوش صدا یکی از اشعار سهراب سپهری را که فضایی بسیار غمبار دارد و سرشار از نا امیدی است به صورت ترانه ای موفق اجرا کرد اما با تغییراتی جزیی. این تغییرات جزیی البته کل فضای شعر را از بین برد. نسخه اجرا شده، اگر چه مانند شعر سهراب با "شب سردی است و من افسرده" آغاز می شود و تقریبا تمام شعر را بدون دستکاری روایت می کند، بدون پایبند ماندن به اصل، با این بند تمام می شود:

هر دم این بانگ بر آرم از دل،

وای این شب چقدر تاریک است

اندکی صبر سحر نزدیک است، اندکی صبر سحر نزدیک است.

در حالی که نسخه اصلی این طور به آخر می رسد:

نیست رنگی که بگوید با من

اندکی صبر سحر نزدیک است

هر دم این بانگ بر آرم از دل

وای این شب چقدر تاریک است.

یک جابجایی ساده! و اما، یکی از استادان موسیقی سنتی به تازگی آلبومی منتشر کرده که من فقط یک آهنگ آن، ریشه در خاک، را شنیده ام که شاعر آن فریدون مشیری است. با جستجویی ساده در اینترنت می توان اجرای دکلمه شاعر را خیلی راحت پیدا کرد که علاوه بر اینکه فضای شعر را خیلی تاثیر گذار منتقل می کند، قبل از خواندن شعر، در مورد این که چه شد که این شعر را سروده هم توضیح مختصری می دهد. اگر با این شعر آشنایی ندارید، داستان در مورد دو شخص است، یکی دوست شاعر است که بعد از اینکه سعی کرده "با خون و عرق، جنگلی پژمرده را رنگ و رمق دهد" در برابر "ابری ظلمت گستر و بی رحم و بی باران و خشکسالی های پی در پی" ناکام مانده ، تصمیم می گیرد که از "دشت کوچ کند" اگر چه این کوچ برای او "دل برکندن از جان است". شخص دیگر شاعر است که قصد کوچ ندارد و به اصطلاح "ریشه در خاک" است و "عاشق خاک خود اگر آلوده یا پاک" است و می خواهد بماند و "از دل این خاک با دست تهی گل بربیفشاند".متاسفانه متن اجرای جدید استاد موسیقی سنتی دستخوش تغییراتی شده که این بار به خلاف مثال قبلی نه با جابجا کردن یکی دو خط بلکه با خط زدن چند ترکیب توصیفی قوی از شعر و حتی عوض کردن یک ترکیب کلیدی سعی در چشم بستن بر روی حقایقی دارد که شعر بر آنها بنا شده است. مشخص است که شاعر کاستی های این خاک را پذیرفته و تصمیم به ماندن و ساختن گرفته ولی اتفاقی که در نسخه اخیرا اجرا شده با آن روبرو هستیم این است که از خاک مورد بحث "آلودگی زدایی" شده. ترکیباتی مثل "یاران نیمه راه" و "شغالان و زاغانی" که همهمه و آشوب به پا می کنند، و البته در نسخه اصلی هم وجود دارند، دلیل کوچ عنوان شده اند ولی تمام استعاراتی که به طبیعت خاک کوچ دهنده اشاره دارند مثل "خشکسالی، ابر ظلمت گستر بی باران، جنگل پژمرده و طوفان بنیان کن" حذف شده اند و بی مهاباتر از همه بند "من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم" به "من اینجا عاشق این خاک از آلودگی پاکم" تبدیل شده. یعنی اینکه خاک مورد بحث تطهیر شده و تقصیر به گردن ساکنین آن افکنده شده.

به هر حال اقدام خوانندگان به استفاده از سروده های شاعران نوپرداز ستودنی است و البته تلاش برای گرفتن مجوز پخش آثار نیز قابل فهم، اما به شخصه همیشه به وفادار ماندن به متن به وام گرفته شده اعتقاد داشته و دارم.

پ.ن. در حین نگارش این متن، وقتی داشتم عبارت "نسخه اصلی" را می نوشتم به یاد فیلم "کپی برابر اصل" آقای کیارستمی افتادم. ایشان درست می گویند که حتی یک کپی هم وقتی به صورت مستقل به آن پرداخته شود، اصل است، اصل کار یک هنرمند دیگر. نوشته بالا احتمالا باید با در نظر داشتن این واقعیت خوانده شود. 

لینک
٦ اسفند ۱۳٩٠ - احمد فاضلی