Say good bye to it all

ديروز اولين کلاس رسمی زبانم رو برای هميشه تعطيل کردم. بچه ها خبر نداشتن که قراره کلاس تعطيل بشه. همشون سر کلاس منتظرم نشسته بودند. رفتم داخل و بدون مقدمه گفتم: خب بچه ها اين آخرين جلسه ايه که با هم داريم.

- يعنی هفته ديگه کلاس نميايم.

- يعنی ديگه هيچ وقت با من کلاس نماين. ولی چون سطحتون خوبه آموزشگاه قبول کرده که دو ترم بالاتر سر کلاس آقای نورزاده بشينين.

- آقا اگه شما نياين ما هم ديگه آموزشگاه نميايم.

نفهميدم چرا. ولی شايد اونا هم مثه من توی اين دو ساله به کلاسمون عادت کرده بودن. منم به همشون عادت کرده بودم. به بيات که هميشه هنوز کلمه Finished از دهنم در نيومده بود فوری می گفت Not yet. just a minute حتی اگه حل کردن تمرينش رو تموم کرده بود. فکر کنم نسبت به اين کلمه شرطی شده بود.

ربانی که هميشه بيشتر از حرف زدن می خنديد و حتی وقتی تهديدش می کردم که از کلاس بيرونش می کنم هم نمی تونست لبخندش رو جمع و جور کنه.

آزادفلاح که مطمئنم به زودی می تونه بهتر از من انگليسی صحبت کنه.

ديروز ويس کلاس نيومده بود شب اومده بود در خونه با اون لهجه داش مشتيش می گفت: آقا فاضلی قضيه چيه؟ ما يه روز کلاس نيومديم بد حال بچه ها رو گرفتين؟

يادمه اولين بار که آخر کلاس گفتم:OK guys, Class dismissed زمانی برگشت گفت: ببخشيد آقا ديس ميس يعنی چي؟ اون موقع هيچ کدومشون حتی نمی تونستن يه جمله انگليسی بگن. ديروز وقتی خواستم کلاس رو تعطيل کنم مثل هميشه گفتم: OK guys, Class dismissed ولی برعکس هميشه هيچ کس از جاش تکون نخورد. اول فکر کردم بعد دو سال يعنی اينا هنوز معنی اين يه جمله رو هم نفهميدن. بعدش متوجه شدم که اونا اين دفعه بهتر از هميشه می فهمن من چی دارم می گم واسه همينه که از جاشون تکون نمی خورن.

لینک
۱٠ دی ۱۳۸٤ - احمد فاضلی