Changing world

اگه يه روز صبح از خواب بيدار بشين و ببينين که دنيا يه جور ديگه شده چکار می کنين؟

امروز اين اتفاق برای من افتاد. صبح که از خواب بيدار شدم و اومدم توی خيابون همه مردم يه جور ديگه شده بودن. اونايی که هميشه سرشون رو پايين می انداختن و با عجله راه می رفتن امروز خيلی آروم راه می رفتن و هی دور و برشون رو نگاه می کردن. لبخند هم می زدن. نمی دونم دليلش چی بود. خيابون هم اون خيابون ديروز نبود. اصلا شهر يه جور ديگه شده بود. سفيد سفيد شده بود عين برف! 

تا حالا شده تصميم بگيرين که تا قبل از اومدن اولين برف يه کاری رو شروع کنين يا يه کاری رو تموم کنين؟

تا حالا شده تصميم بگيرين که تا قبل از عوض شدن دنيايی که توش هستين يه کاری رو شروع کنين يا يه کاری رو تموم کنين؟ اون کار رو شروع کردين؟ تموم کردين؟

لینک
۱٩ دی ۱۳۸٤ - احمد فاضلی