ادامه می ديم...

سالهاست که توی کتابای دبستان و دبيرستان انواع شعرها و متن های قديمی و جديد رو ميارن و معلما اونا رو برای بچه ها می خونن و معنی می کنن و مثلاً می گن که آره حافظ منظورش از اين بيت فلان بوده يا بهمان بوده و بيچاره خود حافظ هم نيست که از خودش و شعرش دفاع کنه و بگه اصلاً منظور من يه چيز ديگه بود.حالا با توجه به اين آيا بايد بگيم که از اين به بعد هيچ معلمی حق نداره چيزی رو معنی کنه؟ بيايد به اين موضوع اين طوری نگاه کنيم که اون معلم داره يه سری اصول رو به بچه ها ياد ميده تا از اون به بعد خودشون بتونن با توجه به اون اصول خودشون برداشت های جديدی داشته باشن.

وقتی يه هنرمند يه اثر هنری رو بوجود مياره بايد بدونه که از اين به بعد اون اثر مورد نقد و برداشت های مختلف قرار می گيره و هر کسی ممکنه برداشتی از اون داشته باشه که اين برداشت ممکنه کاملاً شخصی باشه. بذاريد دوباره به مثال حافظ برگرديم. يه جوون عاشق ممکنه با شعرهای حافظ ياد دلدارش بيفته و يه عارف ممکنه ياد عشق الهی و ملکوت بيفته. اين يه مثال کاملاً ساده است. در اکثر موارد موضوع از اين خيلی پيچيده تره. اثر هنری نبايد جوری باشه که هر وقت خواستيم ازش استفاده کنيم مجبور باشيم خالقش رو هم کنارش داشته باشيم. اثر هنری بايد يه هويت جدا از هنرمند داشته باشه. يعنی هنرمند بايد هر چی می خواد بگه رو توی همون اثر بگه حالا رک و راست يا با ايهام ولی بايد جوری باشه که مخاطب رو به منظور خودش هدايت کنه. برای اين کار وقتی می خواد با ايهام صحبت کنه بايد يه سری اصول رو رعايت کنه. مثلاً اگه قراره توی يه فيلم از يه نماد استفاده بشه بايد اون نماد شناخته شده باشه يا اينکه قبل از استفاده معرفی شده باشه.بعداً يه مثال از اين مورد رو براتون می گم.

ولی بعد از همه اين ها باز هم نمی تونين بگين که همه افراد بايد از يه اثر هنری برداشت واحدی داشته باشن چون اين دقيقاً به طبيعت افراد برمی گرده. دفعه بعد در مورد اين موضوع حرف می زنم.

لینک
٢٠ آبان ۱۳۸۳ - احمد فاضلی