هرمونتيک به زبان من

دکتر ما می گه در مورد چيزی که نمی دونين حرف نزنين! راستش من هم چيز زيادی در مورد هرمونتيک نمی دونم. بنابراين فقط چيزی رو می گم که می دونم. 

درخت

چی به فکرتون رسيد؟

ديدين توی رستوران های زنجيره ای بوف توی سينی غذاتون يه برگه ميذارن که توش چند تا تصوير مختلف از انواع درختا هست و از شما پرسيده که درخت مورد علاقه شما کدومه و بعد يه سری اطلاعات مثلا روانشناسی با استفاده از انتخاب شما بهتون می ده. خب، وقتی من گفتم درخت، چی به فکرتون رسيد؟ منظورم اينه که چه نوع درختی تو ذهن شما مجسم شد؟ درخت ميوه؟ چه نوع ميوه اي؟ درخت چنار؟ درخت بيد؟ درخت کاج؟ درختی با برگهای زياد يا اصلا يه تنه خالی و بدون برگ؟ (اين دفعه که رفتين بوف ببينين کدوم يکی از اون درختا شبيه تصوير ذهنی شما از درخته.)

اينکه با شنيدن واژه درخت چه نوع درختی تو ذهن شما مياد بستگی مستقيم با کل روندی داره که شما زندگی کردين. يعنی تمام زندگی شما و هر چی درخت تو عمرتون ديدين و خيلی عوامل ديگه، روی اينکه شما چه تصوير ذهنی از درخت دارين تاثير می ذاره. تصوير ذهنی هر کسی از چيزهای مختلفی مثل صندلي، ميز، ساعت و هر چيز ديگه ای بستگی به تمام لحظه لحظه ای داره که اون فرد زندگی کرده. مثلا تصور من از واژه خونه همون خونه ايه که دوران چهار تا پونزده سالگيم رو اونجا گذروندم. جالب اينه که هنوز هر وقت (دقيقا هر وقت) که خواب خونمون رو می بينم خودم رو توی اون خونه می بينم.

اساسا چون هيچ دو نفری نمی تونن يه زندگی کرده باشن پس هيچ دو نفری لزوما برداشت دقيقا واحدی از هيچ چيزی نمی تونن داشته باشن.در بحث های افراطی هرمونتيک حتی اين شبهه به وجود مياد که وقتی دو نفر با هم حرف می زنن آيا واقعا  منظور همديگه رو اونطور که بايد و شايد متوجه می شن يا نه؟ حالا من نمی خوام اين قدر افراطی به موضوع نگاه کنم ولی بحث سر اينه که وقتی داريم رک و پوست کنده در مورد چيزی حرف می زنيم ممکنه برداشت ها، متفاوت باشه چه برسه به اينکه حرفمون رو به کنايه و از طريق نماد بگيم.

من خسته شدم، فقط نتيجه ای که ميخوام بگيرم اينه که اصلا لزومی نداره که برداشت های من يا هر شخص ديگه ای از يه صحنه فيلم مشابه برداشت شما باشه يا اصلا شبيه منظور کارگردان باشه و نمی شه گفت که برداشت يکی غلطه و برداشت ديگری درست.آخيش! بالاخره بعد از دو هفته تونستم بنويسمش.

لینک
٩ آذر ۱۳۸۳ - احمد فاضلی