When in Rome…

ژوئن ۲۰۰۷: موهام حسابی بلند شده و نیاز به پیرایش داره. قیمت آرایشگاه ها با مقیاس من اصلا جور در نمی آد، ارزون ترینشون بیشتر از ده برابر چیزیه که تو ایران می دادم تازه اونم با احتساب تخفیف دانشجویی، ولی خوب چاره ای نیست. مشکل بعدی اینه که حالا باید به یارو بگم چه مدلی برام بزنه. یادمه بچه که بودم می رفتم آرایشگاه می گفتم برام آلمانی بزن و دیگه خودش می دونست باید چکار کنه. ولی فکر نمی کنم اینجا اون ترفند جواب بده. خلاصه می رم داخل  و با اعتماد به نفس کامل شروع می کنم به انگلیسی به یارو توضیح دادن که می خوام برام چه جوری موهام رو کوتاه کنه. وقتی حرف هام تموم می شه یارو بر می گرده بهم می گه که انگلیسی بلد نیست! سعی می کنم به روی خودم نیارم که چقدر ضایع شدم، یه ذره مواضعم رو تعدیل می کنم و این دفعه می خوام به آلمانی بهش بگم که فقط کافیه اندازه موهام رو به نصف حالت فعلیش برسونی غافل از اینکه تنها کلمه آلمانی که من برای "نصف" بلدم مثلا برای گفتن "نیم ساعت" یا یه همچین چیزایی مناسبه و آرایشگره هم اینقدر باهوش نیست که متوجه منظور من بشه! به هر حال تصمیم می گیره که خودش هر کاری از دستش بر میاد انجام بده و من هم کاری نمی تونم بکنم. نتیجه افتضاحه یعنی شاید اگه خودم یه قیچی می گرفتم دستم و سعی می کردم خودم موهام رو کوتاه کنم نتیجه بهتری می گرفتم. آخر سر هم وقتی پول رو بهش دادم یه چیزایی گفت و یه کارتی بهم داد که من اصلا نفهمیدم چی بود.

اگوست ۲۰۰۷: دوباره موهام بلند شده. برای نینا توضیح می دم مشکل چیه و می گم چه جوری می خوام موهام کوتاه بشه. اونم برام به آلمانی ترجمه می کنه ولی چون یه ذره طولانی می شه برام روی یه کاغذ می نویسه تا سر فرصت تمرین کنم. توماس و باربارا میان و می گن بدم ببینیم نینا چی برات نوشته یه موقع ننوشته باشه موهاش رو با تیغ از ته بزن! می گم نه بابا دیگه در این حد می فهمم چی نوشته. خلاصه اون جمله ها رو حفظ می کنم و می رم. نتیجه این دفعه خیلی بهتر ولی بازم یارو یه چیزایی می گه که من نمی فهمم. در ضمن بالاخره متوجه شدم که کارتی که یارو دفعه قبل بهم داده بود کارت جایزه است یعنی به ازای چند دفعه رفتن به اون آرایشگاه می تونم یه اصلاح مجانی داشته باشم.      

اکتوبر ۲۰۰۷: باز هم موهام بلند شده. دوباره می رم همون آرایشگاه. این دفعه متوجه می شم که آرایشگره لهجه غلیظ فرانکونیایی (منطقه ای که ما توش زندگی می کنیم) داره. توضیح اینکه توی آلمان بیشتر از ۳۰۰ جور لهجه و شاید بهتر بگم گویش وجود داره ولی اون چیزی که خارجی ها یاد می گیرن و قراره آلمانی ها هم توی مدرسه یاد بگیرن معروفه به آلمانی استاندارد. قبل از اینکه بیام اینجا یه جایی خوندم که درسته هر جای آلمان گویش خودشون رو دارن ولی همه آلمانی استاندارد رو می فهمن و می تونن بهش صحبت کنن. فهمیدنش رو راست می گن ولی صحبت کردنش رو اصلا مطمئن نباشین. مشکل در این حده که من یه دوستی دارم که مال طرفای برلینه و حالا اومده توی وورتزبورگ درس بخونه یه روز خودم شاهد بودم که دو بار از یه مغازه دار یه چیزی رو پرسید و نفهمید یارو چی می گه چون یارو لهجه غلیظی داشت. دفعه سوم مغازه داره فکر کرد دوست من یه ذره خنگ تشریف داره و حرفش رو کلمه به کلمه و با مکث تکرار کرد منتها به همون گویش خودش! بالاخره هم ما نفهمیدیم چی می خواست بگه. خلاصه داشتم می گفتم که من هم با آرایشگرم همین مشکل رو دارم. ولی بالاخره موهام کوتاه می شه. دست آخر یارو یه چیزایی می گه توی مایه های اینکه می خوای سرت رو گل بگیرم؟ می گم :ها؟ نه نه همین طوری خوبه. پولش رو می دم ومیام بیرون.

ژانویه ۲۰۰۸: این بلند شدن موهای من هم که تمومی نداره. می رم آرایشگاه همیشگی. من هر چی آرایشگر توی عمرم دیدم زیاد حرف می زدن. شاید هم اقتضای شغلشونه. توی ایران هم همینطوری بود اینجایی ها هم استثنا نیستن. در حالی که موهام رو کوتاه می کنه در مورد اینکه نماینده های ایالت بایرن قول داده بودن که تا آخر سال ۲۰۰۷ نرخ بیکاری رو کاهش بدن حرف می زنیم و اینکه نتونستن به قولشون عمل کنن. در مورد برنامه های رادیو یه چیزایی می گیم و من یه ذره ایراد می گیرم که اینجای موهام می خوام اینجوری باشه و اونجا چند میلیمتر بلند تره. دست آخر هم یارو می پرسه می خوای یه ذره ژل به موهات بزنم که می گم آره یه ذره.

یه کتابی دارم می خونم به اسم When in Germany, do as the Germans do کتاب خیلی جالبیه و خیلی چیزا رو ازش یاد گرفتم.

یه روز بچه های آزمایشگاه داشتن بحث می کردن که کی با لهجه حرف می زنه و کی آلمانی استاندارد؟ آخر سر نتیجه این شد که احمد لهجه فرانکونیایی داره! حالا این رو چی کار کنم؟

لینک
۱٥ دی ۱۳۸٦ - احمد فاضلی