کتاب-فیلم 2

پل آستر، چند صفحه بعد در همان کتاب "مردی در تاریکی" جملات قبلش را زیر سوال می برد و شروع می کند به تجزیه و تحلیل چند صحنه بدون دیالوگ از سه فیلم "دزد دوچرخه" "داستان توکیو" و یک فیلم هندی که یادم نمانده. در آنجا مانند یک بیننده حرفه ای دست کارگردان های معروفی مثل "ویتوریو دسیکا" و "یاسوجیرو اوزو" را رو می کند و منظورشان را از حرکات دوربین و اشیا بی جان درون میزانسن توضیح می دهد. این فصل از کتاب مشخصا برای این نوشته شده که جملات یادداشت قبل را نقد کند. به نظر می رسد که نویسنده اعتقاد دارد که با اینکه می شود روبروی تصاویر متحرک نشست و ذهن خسته را رها کرد ولی یک فیلم خوب هم می تواند ذهن بیننده مستعد را به کار اندازد.

نکته:یکی از دوستانی که در یادداشت قبل هم نظر گذاشته می گفت که فیلمی که ببینی و چیزی از آن یاد نگیری به درد نمی خورد.

نکته کنکوری: نویسنده آمریکایی سه فیلمی را برای توضیح دادن استفاده کرده که هیچکدام آمریکایی نیستند.

/ 13 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حامد

بین نوشته هات فاصله می افتد و آدم تنبلی مثل من هم که با گوگل ریدر می رسد سروقت وبلاگ ها نشانی مطلب را گم می کند.

امیر

درسته . ولی عامه تماشاگران فیلم توجهی به حرکات دوریبن یا میزانسن یا ترکیب بندی کادر ندارند و ارتباط آنها بافیلم بر اساس روایت است. در ضمن تعداد حرکات دوربینی که معنا می آفرینند در تاریخ سینما کمه. فراموش نکنیم که در سال چند هزار فیلم تولید میشه که فقط تعداد اندکی از آنها اصطلاحا هنری هستند. پس قاعده همان است.

اتاق ریاضی

سلام همشهری وبلاگ نویس التماس نظر جمله اخر پست بنده را شما کامل کنید

آناهیتا

بله . و به نظر من اگر فیلمی بخواهد معانی خاصی را انتقال دهد , از آنجا که یادگیری بصری بسیار ماندگار است , در این امر به مراتب موفق تر از کتاب خواهد بود . به شخصه دیالوگ یا صحنه ای از فیلمی که تاثیر زیادی در من گذاشته همیشه با وضوح بهتری تداعی می شود تا جمله ای زیبا که در کتابی خوانده ام . اما خب قضیه همین است که گفتی . نسبت فیلم های خوب به کتابهای خوب , یک هست به یک عالمه!

حسین

جالب بود. خوب می خونی و خوب می بینی. در این شک ندارم.

مسعود

آدما با هم فرق می‌کنن. یکی‌ خوب می‌بینه، یکی‌ خوب می‌‌خونه و یکی‌ خوب می‌‌شنوه. بعضیا هم هستن که هر سه تاش رو خوب انجام میدن، بعضیا هم دو تاش رو...تو بیشتر با کتاب حال میکنی‌، من بیشتر با شنیدن. شنیدن و حرف زدن برای من همون قدر عمیقه که کتاب خوندن برای تو. من خیلی‌ وقته که دیگه رسانه (مدیوم) برام مهم نیست. کتاب و فیلم هر کدوم میتونن خیلی‌ بیخود باشن و یا خیلی‌ عالی‌. مهم اینه که چقدر مایه داشته باشن. مهم اینه که هنر پشتشون هست یا نه. با نکتهٔ کنکوریت هم خیلی‌ موافقم. کن و اسکار رو یه مقایسه کنی‌ می‌فهمی که هنر در اروپا و آمریکا چقدر فرق داره (هنر در آمریکا؟!!)

افرا و پاییز

اطلاعاتی که درباره اسپینوزا نوشتم و اینکه نوشتم او فیلسوف شادی بود همه برگرفته از خود کتاب بود و مقدمه مترجم. راست ودروغش گردن خودشون!! ولی برام جالب شد که برم و ته و توی قضیه را دربیارم. در هر حال ممنون از این که گفتی.

علی حیدری

چه پست های خوبی. آوستر خیلی خوب است. روان است و پر از نکته های درجه یک. "دست به دهان"ش را هم بخوان. من فکر می کردم بعد از همینگوی دیگر کسی دیوانگی نکرده.

افشان

از استر فقط یک کتاب خوندم. برای من لذت خواندن عمیق تر از لذت دیدنه. ولی گاهی فیلمهایی معمولی, فقط به خاطر صحنه ها و جاهایی که نشان میدهند تخیلات و رویاهای عمیق و خفته ام را بیدار میکنند. بیشتر از کتابها.