روبروی آینه

روبرویم نشسته ولی نمی خواهم مستقیم نگاهش کنم. تصویرش را که توی شیشه پنجره افتاده نگاه می کنم. بسته به نور بیرون و مناظری که اتوبوس از کنارشان رد می شود تصویر توی پنجره گاهی تار می شود و گاهی واضح. فکر می کنم که این تصویر که شبیه صاحبش نیست. او موهایش را به طرف چپ شانه کرده و تصویری که من می بینم به طرف راست. بعد از ذهنم می گذرد که اتفاقا این تصویر به تصوری که او از خودش دارد نزدیک تر است. مگر نه اینکه او هر روز جلوی آینه که می ایستد خودش را این طوری می بیند که من الآن می بینمش؟ مگر نه اینکه آن طوری که من خودم را می بینم کلی فرق دارد با چیزی که دیگران می بینند؟ فقط نمی دانم کدام واقعی است؟ آن تصویر قرینه ای که من در آینه می بینم یا آن تصوری که او که روبرویم نشسته و حالا دارد من را نگاه می کند از من دارد؟ 

/ 8 نظر / 8 بازدید
آذر

منظورت از واقعی چیه؟ تصویر که همیشه مجازی است. با در نظر گرفتن نظریه ی نسبیت، انسانها هم واقعی و حقیقی نیستند، و مدام در حال تغییرند، پس واقعی بودن در اینجا چه می تواند باشد!!![نیشخند]

آذر

منظورت از واقعی چیه؟ تصویر که همیشه مجازی است. با در نظر گرفتن نظریه ی نسبیت، انسانها هم واقعی و حقیقی نیستند، و مدام در حال تغییرند، پس واقعی بودن در اینجا چه می تواند باشد!!![نیشخند]

سانتا

هیچکدام صحیح تر از هردوست

داروگ

کلاف سردرگم بهرام صادقیو خونده ای؟ اگه نه حتما بخونش. من و تو این روزها به یک چیز فکر می کنیم...

حسین

خیلی قشنگ بود. تصور و توهم کنار هم. ممنون ازت

آنا

چشمهایت را ببند , این که حالا میبینی واقعیست