بی نام ها و نشانه ها

"نام ها و نشانه ها" را یادتان هست؟ یکی از اولین مسابقات تلویزیونی بود. حتی قبل از مسابقه هفته. پنج شنبه شب ها پخش می شد و طرفدار زیاد داشت. سری "بی نام ها و نشانه ها" البته ربطی به آن مجموعه ندارد. "بی نام ها و نشانه ها" مربوط به آدم هایی است که هر روز جلوی چشم من هستند. آدم هایی که برای خودشان هویتی دارند. دنیایی دارند که من نمی شناسمش. من فقط یک لحظه می بینمشان. در همان یک لحظه خط زندگی آنها از درون دنیای من می گذرد یا اگر از دید آنها نگاه کنیم من یک آن وارد دنیای آنها می شوم. ولی گاهی همین برخوردهای کوتاه یک نکته خاص دارند که در خاطره می ماند. خاطره ای کوتاه از آدمی که نام و نشانش را نمی دانم. اگر چه قبل از این هم چیزی شبیه این مجموعه نوشته ام، این یادداشت را باید اولین شماره رسمی این مجموعه یادداشت های کوتاه به حساب آورد.

پسر جوانی که با دوست دخترش در ایستگاه راه آهن لوسرن دیدم. تی شرت سفیدی پوشیده بود، موهای صاف و بور داشت و با لهجه شاخص آمریکایی صحبت می کرد. پشت گردنش سه کلمه فارسی خالکوبی کرده بود.

/ 12 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گلسا

تا حالا شده فکر خرید یه گوشی موبایل بیفته تو سرت. بعد توی ویترین بیشتر مغازه ها. بیل بورد بیشتر خیابونا و دست بیشتر همکارات اون گوشیو ببینی؟ اون مغازه ها همیشه اون گوشیو داشتن. اون بیل بوردا همیشه تو اون خیابونا بودن. اون همکارا همیشه اون گوشیو داشتن. ولی تو نمی دیدیشون. چون نمی خواستی که ببینی. آدمای بی نام و نشون درست مثل اون گوشی موبایلن.

علی حیدری

می خواستم چیزهایی بگویم که دیدم آناهیتا قبلا گفته همان ها را. می خواستم بگویم که این ها را گسترش بده و چاپشان کن. هر کدام قدرت خودشان را دارند.

شکلات تلخ

من این وسط هر چی فکر می کنم اون مسابقه رو یادم نمیاد. در ادامه کامپلیمنتهای زیر، کوتاه بودن پستهاتو و رنگی بودنشو دوست دارم...

افرا و پاییز

1- نام ها و نشانها؟ چرا یادم نمی آد! 2- فارسی؟ پس گردن؟ چی بودن حالا؟ 3- درباره کامنت ات: من با اعتقاد داشتن یا نداشتن مشکل ندارم بلکه اصرار بر نشان دادن دم به دقیقه ی این اعتقاد من را آزار می دهد.. آن هم با چنین شکل چاپلوسانه ایی...یعنی نشان دادن ارادت به خدا و پیغمبر و امام حسین را در حد چاپلوسی یک حاکم مستبد پایین می آورند و از همه بدتر این کار را برای عوامفریبی می کنند وگرنه چرا در دنیای متمدن کسی اعتقادش را فریاد نمی زند! چون دکان داری دین هنوز شغل پردر امدی است در این سرزمین.

مسعود

یادش بخیر. نام‌ها و نشانه‌ها رو با تلویزیون سیاه سفید می‌-دیدیم. حتا بعضی‌ سوالاتش هم هنوز یادمه. اونجا بود که اولین بر کلمهٔ ضرب المثل رو شنیدم و تا مدتها فکر می‌کردم میگه زنبور الاعسل [نیشخند]

tao

اقا احمد شما که زمستونا رو با اون لینکا سر میکنید ...اما تابستونا چی ...اون موقع چی کار میکنید

رضیه

مسابقه رو یادمه. با اون مجری خشک و جدیش و دو گروه دو نفره. عاشق گروههایی بودم که اهل سینما یا ادبیات و علوم انسانی بودند... چه یادداشت کوتاه خوبی.... آره همون رمان. باورت میشه؟ یکی از اصلاحی ها سه جمله بود و تصویری بود که جایگزین داشت. دیگری یک پاراگراف بود از مهمانی که بازآفرینی فضاش کاری نداشت. همین! دیروز گرفتم و امروز تحویل دادم. خدا بزرگتر تز این حرفاست[نیشخند]

نیلوفر

مسابقه هفته را فقط یادم مانده این نام ها و نشانه هایت خوب است چی بودند آن سه کلمه ی فارسی ؟

پروانه

از کجا فهمیدی که آمریکاییه و طرف دوست دخترشه؟